*دیگر بهانهیی براى اعمال فشار از جانب
دیكتاتوری ولایت فقیه به دولت عراق در مورد
ساكنان اشرف باقی نمانده است.
*بستن اشرف، خواسته و دیكته ارتجاع پلید
آخوندی و از اساس غیرقانونی است.
*پس از حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی
اتحادیه اروپا، رژیم زخمخورده آخوندی بر اشرف
چنگ انداخته تا كلان ضربهای را كه خورده است
جبران كند و به تعادل بازگشتناپذیر پیشین دست
یابد.
*رژیم آخوندی، اشرف را دینامیسم انزجار و
مخالفت سه میلیون شیعه و 5میلیون و دویست هزار
تن دیگر از مردم عراق با خودش میداند و گمان
میكند با ممنوع كردن تردد شهروندان عراقی به
اشرف، از خشم و انزجار مردم عراق در امان
میماند.
*رژیم میخواهد در شكاف جابجایی دولت قبلی
آمریكا با دولت جدید این كشور، یكبار دیگر
شانس خود را براى بستن اشرف امتحان كند و در
مذاكره بعدی با آمریكا موضع قویتری داشته
باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفته بودیم كه اگر اشرف بایستد، جهان به حمایت
برمیخیزد. اكنون دنیا آن را به وضوح در سیما
و عزم جزم مریم میبیند. در 6سال گذشته كوهها
جنبیدند اما اشرف بر جای خود محكم ایستاد و در
برابر توطئههای زنجیرهای و عملیات تروریستی
رژیم ملایان و نیروی تروریستی قدس سر فرود
نیاورد.
به صراحت میگویم تا همه بشنوند: مردم و
مقاومت ایران و مجاهدان اشرف هرگز و به هیچ
قیمتی تسلیم خواستها و سیاست دیكته شده از
سوی فاشیسم دینی حاكم بر ایران نخواهند شد.
پایداری اشرف در برابر دیكتاتوری ولایت فقیه و
نیروی تروریستی قدس و عوامل آن در عراق افتخار
تاریخ ایران و تاریخ معاصر است.
پس از حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی
اتحادیه اروپا، رژیم زخمخورده آخوندی بر اشرف
چنگ انداخته تا كلان ضربهای را كه خورده است
جبران كند و به تعادل بازگشتناپذیر پیشین دست
یابد. بستن اشرف، خواسته و دیكته ارتجاع پلید
آخوندی و از اساس غیرقانونی است.
رژیم آخوندی، اشرف را دینامیسم انزجار و
مخالفت سه میلیون شیعه و 5میلیون و دویست هزار
تن دیگر از مردم عراق با خودش میداند و گمان
میكند با ممنوع كردن تردد شهروندان عراقی به
اشرف، از خشم و انزجار مردم عراق در امان
میماند.
رژیم میخواهد در شكاف جابجایی دولت قبلی
آمریكا با دولت جدید این كشور، یكبار دیگر
شانس خود را براى بستن اشرف امتحان كند و در
مذاكره بعدی با آمریكا موضع قویتری داشته
باشد.
******
چند روز پیش، با واسطه، پیام خواهر مجاهد
مژگان پارسایی را در مورد یاوههایى كه رژیم
ملایان در مطبوعات و رسانههاش درباره استرداد
و محاكمه و مجازات ساكنان اشرف منتشر كرده
بود، دریافت كردم. خواهر مژگان نوشته بود كه
بسیاری از خواهران و برادرانمان تصمیم به
اعتصاب غذای نامحدود و بقول خودشان «اعتصاب تا
مرگ» گرفتهاند. همزمان مطلع شدم كه بسیاری
خانوادهها و هموطنانمان در آمریكا و اروپا
نیز تصمیم به تحصن و اعتصاب نامحدود در برابر
كاخ سفید و در برابر سفارتهای عراق گرفتهاند.
من به خواهر مژگان پاسخ دادم و از اشرفیان
خواهش و استدعا كردم دست نگه دارند و چند روز
صبر كنند… .
امروز پس از حذف برچسب تروریستی از سوی 27كشور
اتحادیه اروپا فكر میكنم چیزی چرخید و صبر
جمیل به بار نشست. دیگر هیچ دستآویزی براى
اعمال فشار از جانب دیكتاتوری ولایت فقیه به
دولت عراق در مورد ساكنان اشرف به بهانه
تروریسم، باقی نمانده است. از اینرو توضیحات
زیر را براى همه طرفها ضروری میبینم:
******
1-برخلاف آنچه گاه برخی مقامهای عراقی از سر
بیاطلاعی یا تحت تاثیر القائات رژیم ایران
میگویند، نام سازمان مجاهدین خلق ایران
هیچگاه در لیستهای تروریستی ملل متحد نبوده و
حقوقدانان بینالمللى این موضوع را بارها به
مقامهای عراقی خاطرنشان كردند. استنادهای رژیم
ایران به قطعنامه 1373 شورای امنیت ملل متحد
علیه سازمان مجاهدین خلق ایران، تقلب و
فریبهكارى و مغلطه عمدی است. قطعنامه 1373
شورای امنیت به تاریخ 28سپتامبر2001 مربوط به
القاعده و حوادث 11سپتامبر است. قطعنامه 1267
شورای امنیت در سال 1999 نیز هیچ ربطی به
سازمان مجاهدین خلق ایران نداشت.
در پاییز سال 2001 میلادی شورای امنیت بر اساس
قطعنامههای قبلی، در مجموع اسامی 281 فرد و
گروه تروریستی را در سراسر جهان اعلام نمود كه
در آن هیچ اسمی از سازمان مجاهدین خلق ایران
نبود. در آخرین بررسی شورای امنیت در آوریل
2006 و لیست تروریستی كمیته 1267 شورای امنیت
كه شامل 467 فرد و موجودیت در كشورهای مختلف
جهان است، باز هم هیچ نامی از سازمان مجاهدین
خلق ایران وجود ندارد.
2-دولت آمریكا از 5سال پیش (ژوئیه 2004)، به
دنبال تحقیقات 16ماهه، برخورد با اعضای سازمان
مجاهدین خلق ایران در اشرف را مقولهای جدا از
نامگذاری تروریستی این سازمان شناخته و اعلام
كرد هرچند سازمان را كماكان در لیست خود دارد
اما ساكنان اشرف افراد حفاظت شده تحت
كنوانسیون4 ژنو میباشند. در همان زمان
«مقامهاى ارشد آمریكا گفتند كه در مصاحبههای
گسترده مقامهاى وزارتخارجه و اداره تحقیقات
فدرال (اف.بی.آی) هیچ مبنایی براى متهم كردن
هیچیك از اعضای این گروه یافت نشده است»
(نیویورك تایمز-27ژوئیه2004)
3-دولت عراق نیز تا امروز هیچ لیست مصوب و
جداگانه تروریستی نداشته و بنابراین بهلحاظ
حقوقی اكنون دیگر هیچ دستاویزی براى تنظیم
رابطه تروریستی با ساكنان اشرف یا تروریست
نامیدن آنها ندارد مگر اینكه صرفاً از روی
رژیم ایران كپیبرداری شود. رژیمی كه بسیاری
مقامهاى و ارگانهای آن در قطعنامههای ملل
متحد مورد تحریم قرار گرفته و در لیستهای
تروریستی و تسلیحات كشتار جمعی دولت آمریكا
ثبتنام گردیدهاند.
4- اشرف، بشرحی كه ذیلا میآید و همچنان كه
نیروهای چندملیتی بارها در 5سال ونیم گذشته
تأكید كردهاند، یك منطقه خلع سلاح شده
غیرنظامی است كه هیچ فرد مسلح و نیروی نظامی و
انتظامی مجاز به ورود در آن نیست. بهمین خاطر
اشرف را از سال 2004، شهر اشرف نامیدیم.
5-در دوم دی ماه (22دسامبر 2008) كاخ سفید
نسبت به رویكرد و اظهارات غیرقانونی مشاور
امنیتی دولت عراق علیه ساكنان اشرف واكنش نشان
داد واعلام كرد ایالات متحده از دولت عراق
تضمین گرفته است كه آنان از عراق اخراج
نخواهند شد و هیچكس به اجبار به كشوری منتقل
نخواهد شد كه در آن بیم اذیت و آزار و شكنجه
او بهخاطراعتقادات سیاسی یا مذهبیاش برود.
روز بعد، درسوم دی ماه (23دسامبر2008) دستیار
وزیر و سخنگوی رسمی وزارتخارجه آمریكا در همین
خصوص اعلام كرد: «ما میخواهیم مطمئن شویم كه
تمامی حقوق، براى همه اشخاص، هر جا كه هستند
چه در كمپ اشرف و چه جای دیگر حفظ شود… . زیرا
استانداردها و كنوانسیونهای بینالمللى وجود
دارند كه هركسی میخواهد مطمئن شود دولت عراق
و هر كشور دیگری در جهان به آنها پایبند
باشد».
یك روز بعد، در چهارم دی ماه (24دسامبر2008)
همین مواضع از سوی یك سخنگوی دیگر وزارت خارجه
آمریكا تكرار شد.
سپس در روز 8 دی ماه (28دسامبر2008) بیانیه
سفارت آمریكا در عراق در همین خصوص منتشر شد.
دراین بیانیه در عین یادآوری اینكه دولت
آمریكا سازمان مجاهدین خلق ایران را تروریستی
نامگذاری كرده است، تصریح میشود: «نیروهای
آمریكایی در كمپ اشرف حضور خواهند داشت و كمك
به دولت عراق در تامین تضمینهای رفتار انسانی
با ساكنان كمپ اشرف را ادامه خواهند داد». این
بیانیه با اشاره به «تضمینهای مكتوب دولت عراق
درباره رفتار انسانی با ساكنان كمپ اشرف»
میافزاید: «دولت آمریكا از طریق سفارت خود در
عراق و نیروهای نظامی كه تحت قرارداد امنیتی
دوجانبه جدید حضور دارند به كار براى مطمئن
شدن از یك انتقال آرام مسئولیت امنیت ساكنان
اشرف به نیروهای عراقی ادامه خواهد داد».
همچنین «دولت آمریكا و دولت عراق با
سازمانهای بینالمللى مناسب كار خواهند كرد تا
به ساكنان كمپ در تامین یك آینده امن كمك
نمایند».
6- اجازه بدهید براى روشن شدن بحثمان مختصری
به سوابق امر اشاره كنم:
شورای ملی مقاومت ایران كه سازمان مجاهدین خلق
ایران هم در آن عضویت دارد در نامه رسمی
4فوریه 2003 به كالین پاول وزیر خارجه وقت
ایالات متحده و همچنین به وزارت دفاع انگستان
یكبار دیگر اطلاع داد كه حضور بخشی از نیروهای
مجاهدین در خاك عراق تنها و تنها براى مبارزه
با دیكتاتوری مذهبی و تروریستی حاكم بر ایران
بوده و این سازمان نه در گذشته و نه درآینده
در هیچ جنگ دیگری در خاك عراق شركت نداشته و
نخواهد داشت (از جمله جنگ كویت در 1991).
درحقیت ما از ایران فقط براى مبارزه و جنگ با
فاشیسم دینی حاكم بر میهنمان خارج شده بودیم و
نه براى هیچ جنگ و درگیری دیگری و خوشبختانه
به این اصل و به این آرمان وفادار ماندیم.
7-در جریان جنگ عراق در مارس و آوریل 2003 من
فرمان دادم كه به رغم بمبارانها و هرگونه شلیك
از جانب طرف مقابل، مجاهدین و رزمندگان ارتش
آزادیبخش ملی ایران خویشتنداری كنند و حتی یك
شلیك هم بجانب نیروهای آمریكایی صورت نگرفت.
-این واقعیت در قرارداد ”آتش بس“ مورخ 15آوریل
2003 امضاء شده توسط نیروهای آمریكایی و
سازمان مجاهدین خلق ایران / ارتش آزادیبخش ملی
ایران تصریح شده است.
-این موضوع همچنین در 26 ژوئیه 2004 مورد
تأكید آدام ارلی سخنگوی وقت وزارت خارجه
آمریكا قرار گرفت. او در همین باره اعلام كرد
كه سازمان مجاهدین خلق ایران در جنگ عراق
درگیر نبوده و نیروی نامتخاصم تعریف میشود و
از این رو مشمول كنوانسیون چهارم ژنو میباشد.
در 27 ژوئیه2004 نیویورك تایمز نیز بهنقل از
مقامهاى آمریكایی درباره سازمان مجاهدین خلق
ایران نوشت كه آنها درگیر هیچ گونه اقدام
خصمانه در جریان جنگ نبودهاند.
8- من دراردیبهشت 1382 درپی گفتگوهای دوروزه
خواهر مجاهد مژگان پارسایی جانشین رهبری
مقاومت ایران در اشرف با ژنرال اودیرنو فرمان
دادم كه مجاهدین تمامی سلاحها و مهماتشان
(حدود 20هزار قطعه سلاح سنگین و سبك و حدود
20هزار تن مهمات) را به نیروهای آمریكایی
تحویل بدهند. در توافق 10می سال 2003 بین
سازمان مجاهدین خلق ایران با نیروهای ائتلاف
بر گردآوری سلاحها درقرارگاه علوی تأكید
گردیده است. رسیدهای مربوط به تحویل 518 تانك،
448نفربر زرهی، 898تیربار زرهی، 359 قطعه
توپخانه، 284 قبضه سلاح پدافند هوایی و 17000
قبضه سلاح سبك و خمپاره انداز و ضدهوایی و
همچنین 17119573عدد انواع فشنگها و گلولهها
و موشكها و مواد انفجاری كه به امضای افسران و
فرماندهان آمریكایی رسیده است اكنون در اختیار
دولت و مقامهاى عراقی قرار گرفته است.
9- در 10 می 2003 ژنرال اودیرنو برهمكاری
بىنهایت سازمان مجاهدین خلق ایران انگشت
گذاشت و به خبرگزاری فرانسه گفت در مورد
نامگذاری تروریستی آنها باید تجدید نظر شود.
آنها براى دمكراسی و علیه ظلم و ستم میجنگند…
.
10- فرماندهی مركزی آمریكا (سنتكام) در
اطلاعیههای 10 و 17می سال 2003 اعلام كرد:
پروسه داوطلبانه و مسالمت آمیز گردآوری سلاحها
از سوی مجاهدین خلق بهنحو بارزی به ایجاد یك
محیط امن و امان براى مردم عراق كمك كرده است.
در همین خصوص در 22 می 2003 «همكاری عالی»
سازمان مجاهدین خلق ایران مورد تأكید كلنل
یانگ كه مسئول گردآوری سلاحها بود قرار گرفت
(خبرگزاری فرانسه -22می2003)
11 - در دوازدهم تیرماه 1383 (2ژوئیه 2004)
دولت آمریكا طبق بیانیه فرمانده نیروهای
چندملیتی در عراق موقعیت قانونی ساكنان اشرف
را بهعنوان «افراد حفاظتشده» مشمول
كنوانسیون چهارم ژنو تأیید كرد و آن را به
كمیته بینالمللی صلیبسرخ در ژنو ابلاغ نمود.
12-درموافقتنامه امضاء شده بین تكتك نفرات با
نیروهای آمریكایی، كه همزمان با اعلام موقعیت
قانونی اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در
اشرف صورت گرفت، همه ساكنان اشرف، خشونت و
حمایت از تروریسم و هرگونه مشاركت در آن را رد
نموده و تأكید كردند بهطور غیرقانونی مسلح
نخواهند شد.
طبق همین موافقتنامه، حفاظت اشرف و ساكنانش تا
تعیین تكلیف نهایی برعهده نیروهای آمریكایی
قرار گرفته است.
در این موافقتنامه سه گزینه در برابر همه
افراد قرار گرفت: بازگشت به ایران یا رفتن به
كشور ثالث و یا ماندن در اشرف و استمرار اقامت
در كشور عراق. 3400نفر همین گزینه سوم را
انتخاب كردند.
13-در سال 2003 و 2004، قبل از اینكه موقعیت
قانونی یكایك ساكنان اشرف مورد تأیید دولت
آمریكا قرار بگیرد، صدها تن از ماموران و
مسئولان 9 ارگان آمریكایی از سنتكام، نیروی
چندملیتی، وزارتخارجه، اداره مهاجرت، FBI،
اطلاعات وزارت دفاع، وزارت امنیت كشور، وزارت
دادگستری و سازمان مركزی اطلاعات، به مدت
16ماه در قرارگاه اشرف به تحقیقات گستردهای
از یكایك مجاهدان و رزمندگان ارتش آزادیبخش
ملی ایران اشتغال داشتند. یكسال بعد خانم كلر
میسكین قاضی و حقوقدان برجسته انگلیسی در
اكتبر 2005 اعلام كرد: «یك نكته بسیار جالب در
مورد سازمان مجاهدین این است كه نهتنها یك
جنبش مقاومت مشروع است، بلكه بیش از هرجنبش
دیگری زیر ذرهبین قانون بوده است». به واقع
این تنها سازمان و تنها ارتشی بود كه در جهان،
نفرات آن یك به یك از جمیع جهات زیر ذرهبین
رفتند.
14- یادآوری میكنم كه در آبان 1381 (4ماه قبل
از جنگ) در گردهمایی بزرگ سازمان مجاهدین خلق
ایران و ارتش آزادیبخش ملی، من در نشست عمومی
یكایك نفرات را با فرض اینكه جنگ بهطور قطعی
در پیش است، به تأكید مخیّر كردم كه اگر توان
تحمل سختیها را در خود نمیبینند بهدنبال
زندگی عادی خود بروند. در آن زمان در مجموع
18نفر صفوف مبارزه را ترك كردند و با كمك خود
ما به هركجا كه میخواستند رفتند. ما همچنین
در جریان جنگ و در پروسه سخت و طولانی
تحقیقات، از نفرات ضعیف بشدت مراقبت كردیم.
بهترین امكانات تغذیه و رفاه و مراقبتهای
پزشكی را به آنها اختصاص دادیم. اما وقتی كه
استاتوی همه ساكنان اشرف بهعنوان افراد حفاظت
شده تحت كنوانسیون چهارم ژن و از سوی دولت
آمریكا مورد تایید قرار گرفت و متعاقبا
موافقتنامه ساكنان اشرف با نیروهای آمریكایی،
توسط همه افراد امضاء شد، بار دیگر به اصرار
از كسانیكه گمان میرفت تحمل سختیها را ندارند
خواستیم اكنون كه از امنیت و استاتوی قانونی
برخوردار شدهاند، به زندگی عادی بازگردند.
همچنانكه در اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی
مقاومت ایران سوم مرداد 1383 (24ژوئیه2004)
آمده است: «سرانجام، كمتر از 200نفركه دو سوم
آنها نفرات جدیدالورود و غیرعضو بودند، خروج
از عراق را انتخاب كردند و به خروجی قرارگاه
اشرف كه تحت كنترل نیروهای امریكایی بود،
رفتند و بیش از 3400تن كماكان استقرار در اشرف
را براى ادامه مبارزه خود برگزیدند».
دوسال پیش در سال 1385 هم یادتان هست كه
پیامیبرایتان فرستادم و دوباره تكتك شما را
مخیّر و بقول خودتان نسبت به سختیهای راه
«اتمام حجت» كردم. آنقدر كه بسیاری از شما
برشوریدید و نامه و پیام دادید كه دیگر كافی
است… .
از شما چه پنهان در آخرین پیام در دی ماه
گذشته نیز یك بند در همین زمینه نوشته بودم
اما شنیدم كه دیگر خیلی به مناعت و پایداری
شما برمیخورد.
قبل از سررسید دوساله پیام دادم و از خواهر
مژگان خواهر صدیقه و همچنین برادران مسئولتون
پرسیدم كه ما طبق سنت خودمان درسرفصلها وسر
رسیدها چراغ خاموش میكردیم تا هركس كه
نمىكشد هركس كه نمیخواهد هر كس كه نمیتواند
دنبال كار خودش برود (شعار جمعیت: هیهات منا
الذله)
یك بندی داشت درآخرش كه مربوط بود به خاموش
كردن چراغ بهطور سنتی، مثل زمانی كه صلیبها
را بردوش كشیدید، براى ماندگاری دراشرف بعد از
جنگ كویت ومروارید مثل بعد از فروغ مثل آخرین
ماه رمضان سال 81 شش سال پیش، مثل همیشه. جواب
آمد كه اشرف و مجاهدانش از این چیزها
گذشتهاند. و نیازی به این ماده و به این بند
تو براى خا موش كردن چراغها نیست، چون بارها و
بارها و بارها در شش سال گذشته چراغ خاموش
شده، و هركه رفتنی بوده است، رفته است، و آنها
كه ماندهاند، بر پیمان خون و نفس استوارند،
بسا فراتر از كوه (كف زدن - حاضر حاضر) اما،
اما من با خودم عهد كردم كه در اولین فرصت كه
شما را پیدا بكنم. با خودم عهد كردم كه عین
واقع را، یعنی آنچه كه در پیامم بود، ماده
آخرش را، مستقیماً خودم با شما در میان بگذارم
(شعار جمعیت: هیهات مناالذله)
15- اخیراً از تهران و از منابع موثق در داخل
رژیم مطلع شدم كه ملایان حاكم، دولت عراق و
فرستادگان آن به تهران را بشدت براى اقدامهاى
جنایتكارانه علیه ساكنان اشرف تحت فشار قرار
دادهاند. ایمیلها و اسناد مربوطه قابل ارائه
به هر دادگاه بیطرف بینالمللى و كمیسیون
حقیقتیاب ملل متحد در ژنو میباشد و شهود
عینی درصورت نیاز آماده شهادت دادن در دادگاه
هستند.
یكم-دولت عراق (بیاعتنا به تضمینهایی كه به
دولت آمریكا داده است) بایستی به گونهای عمل
كند كه ساكنان اشرف مجبور به بازگشت به ایران
شوند. دولت عراق باید بگوید كه همه ساكنان
اردوگاه اشرف به جز 54نفر مشمول عفو رژیم
ملایان قرار گرفتهاند.
دوم-این54نفر بایستی در عراق محاكمه و قصاص
شوند.
سوم-هیچ عراقی و هیچ خارجی نباید بدون اجازه
رسمی دولت عراق و بدون اطلاع سفیر ایران در
بغداد، به قرارگاه اشرف وارد شود. اشرف بایستی
حالت زندان پیدا كند.
چهارم-دولت عراق بایستی مكان مخصوصی را براى
آن دسته از ساكنان اشرف كه میخواهند به ایران
یا كشور ثالث بروند آماده سازد و آنها را از
اشرف بیرون ببرد و در دسترس مأموران اطلاعات
ایران قرار بدهد. این جداسازی براى متلاشی
كردن سازمان مجاهدین ضروری است.
پنجم-دولت عراق بایستی یك تیم اطلاعاتی از
افرادی كه به زبان فارسی تسلط دارند تشكیل
بدهد تا به تخلیه اطلاعات ساكنان اشرف مبادرت
كند.
ششم-وزارتخانهها و ارگانهای مختلف در دولت
عراق (كشور، خارجه، دادگستری، امنیت، مخابرات،
مهاجرت و حقوقبشر) هر یك بایستی برنامه عمل
حساب شده خود را براى به ستوه آوردن ساكنان
اشرف داشته باشند. پیگیری ساكنان قرارگاه اشرف
از طرف آژانسهای اطلاعاتی، بهصورت مستمر تا
زمان تعیین تكلیف نهایی پرونده آنها باید در
دستور باشد.
هفتم- یك كمیته رسمی با عنوان تعطیل یا تمام
كردن یا خاتمه دادن به اشرف بایستی تشكیل شود.
هشتم-این كمیته باید به هر قیمت اطلاعات مربوط
به نفرات اشرف را از آمریكاییها تحویل بگیرد.
اطلاعات مربوط به شهروندان عراقی كه داخل
قرارگاه كار میكنند باید گردآوری و تدقیق شود
و مورد حسابرسی قرار بگیرند (منظورش حسابرسی
توسط نیروی تروریستی قدس و انداختن اجساد آنها
در بیابان است).
نهم- از هر گونه كمك رسانی اردوگاه اشرف به
شهروندان عراقی اعم از آبرسانی یا كمكهای
امداد پزشكی و درمانگاه و دادن غذا و اعانه و
نذورات كه در بین عراقیان بسود مجاهدین احساس
مثبت ایجاد میكند، باید جلوگیری شود.
دهم-جلسات هتل منصور علیه مجاهدین خلق و توزیع
فرم شكایت علیه ساكنان اشرف همراه با توزیع
نشریات كه طارق حرب و عدنان سراج با هزینه
سفارت ایران انجام میدهند بایستی ادامه پیدا
كند. تلویزیون دولتی عراق (العراقیه) و
تلویزیون الفرات باید تا آنجا كه امكان دارد
به این جلسات و شكایتها و نشریات انعكاس
بدهند. با هماهنگی سفارت ایران و عوامل آن در
عراق باید یك بسیج تبلیغاتی علیه سازمان شروع
شود.
یازدهم-وزارت اطلاعات ایران دیدارهای ویژه
خانوادههای ایرانی را با ساكنان اشرف ترتیب
مىدهد اما براى اینكه ساكنان اشرف تحت فشار
قرار داده شوند، دیدارها نباید در داخل اشرف
باشد بلكه در بیرون از اشرف بایستی محل خاصی
در یكی از اماكن بغداد براى این قبیل
خانوادهها اختصاص داده شود.
دوازدهم-دولت عراق برخلاف دولت آمریكا بایستی
از امضاء هر سند رسمی و دادن آن به ساكنان
اشرف درباره حقوقشان خودداری كند و خود را به
هیچ چیزی در رابطه با آنها در یك سند رسمی
متعهد نكند.
سیزدهم-دولت عراق نبایستی طرف حساب هیأت وكلای
مجاهدین در اروپا و آمریكا قرار بگیرد بلكه
بایستی با هر فرد مستقیم و بدون واسطه و
جداگانه و بدون وكیل و پوشش قانونی برخورد
كند.
چهاردهم-دولت عراق باید اعلام كند كه در مورد
200نفری كه به ایران برگشتند تحقیقات كرده و
وضعیت آنها بسیار عادی است و هیچكدام از آنها
مشكلی ندارند و هیچ خطری آنها را تهدید
نمیكند و بهخوبی در ایران زندگی میكنند.
پانزدهم-همكاری لازم با اقلیم كردستان براى
پیدا كردن شهود و درست كردن پروندههای مورد
نظر علیه ساكنان اشرف.
شانزدهم- تشكیل یك هیأت ویژه از زنان براى
رفتن به اشرف و قانع كردن زنان به خارج شدن از
سازمان و ترك اشرف.
هفدهم- در مورد هیأتهای خارجی و بینالمللى كه
متقاضی بازدید از اشرف هستند ابتدا باید در
هتل رشید آمادهسازی شوند و بهطور تفصیلی در
مورد مجاهدین با آنها كار شود. شهودی را كه
عدنان سراج آماده میكند باید با این هیأتها
دیدار كنند و بگویند كه سازمان بستگان آنها را
كشته و معلول كرده است. مقامهاى عراقی هم باید
قبل یا بعد از دیدار این هیأتها از اشرف، آنها
را بهطور خاص توجیه كنند.
هیجدهم-كمیته سه جانبه بین آمریكا و ایران و
عراق باید فعال شود و جلسات خاصی علیه سازمان
بگذارد.
نوزدهم- اگر كسی از ساكنان اشرف پاسپورت
پناهندگی داشت و خواست به خارجه برود باید
براى این قبیل نفرات یك دوره آزمایشی و چك
وضعیت گذاشت تا معلوم شود كه راست میگویند یا
خیر و اگر بخواهند دوباره به سازمان برگردند
باید در بنگال جداگانه نگهداری شوند و تحت
فشار قرار بگیرند. این سازمان بایستی بفهمد كه
دولت عراق برگهای فشار زیادی علیه آن در
اختیار دارد. اهرم اصلی استفاده از محكمه
جنایی و ارگانهای قضایی عراق است.
بیستم-خط صحیح در برابر افراد این سازمان،
فشار هرچه بیشتر با استفاده از همه شیوههاست
تا ناگزیر از ترك عراق و روی آوردن به ایران
شوند. افراد جداشده و موردها فراری باید
بگویند كه در سازمان افراد را زیر فشار قرار
میدهند و شكنجه میكنند و حتی به قتل
میرسانند. تازگی هم دیدید كه رژیم و عواملش
در عراق ادعا كردند كه بریدهای كه میخواست
بهدنبال زندگیاش برود، میخواسته برود خودش
را توی نیروهای عراقی دم در قرارگاه منفجر
كند! غافل از اینكه طرف دو روز نزد نیروهای
آمریكایی بوده و این دروغپردازی سخیف به مفت
نمی ارزد!
این مختصری از فهرست اقدامهاى جنایتكارانه
مورد نظر رژیم آخوندی است كه دولت عراق را
براى اجرای آنها تحت فشار قرار مىدهد. این
فهرست با برخی مدارك مربوطه از درون رژیم پلید
آخوندی با حقوقدانان و پارلمانترها و حامیان
اشرف در كشورهای مختلف درمیان گذاشته شده است.
حالا به ادامه حرفهایم گوش كنید. میخواهم هم
دوستان بشنوند و هم دشمن شما:
16-میبینید كه خواستههای رژیم تماما همان خط
وخطوط و كارهایی است كه در فاز سیاسی بهسرمان
میآورد. از پروندهسازى براى شهید سعادتی و
صدها و هزاران پرونده دیگر در شهرهاى مختلف
كشور و در دادگاهها و محاكم ارتجاع، تا تخلیه
ستاد مجاهدین در قم در تابستان 1358به بهانه
اينكه وسایل فساد و مواد مخدر در آن پیدا
كرده، تا داستان خیابان مبارزان در اواخر
1359.
اما همیشه در برابر روشنگریهای ما و حمایت
اجتماعی از ما، سر خمینی به سنگ میخورد تا
روز 30خرداد كه ناگزیر شد دست از اراجیفی
مانند «امت همیشه در صحنه» كه مجاهدین را اذیت
و آزار میكردند بشوید و با حكم رسمی ولیفقیه
و دادستانی ارتجاع فرمان تیر بدهد. چیزی كه در
عراق الان به خوابش هم نخواهد دید و هیچ غلطی
نمیتواند بكند. بنابراین گول جنگ روانی و
اظهاراتی را كه در تهران از مقامهای عراقی
بیرون میكشند نخورید. از اعتصاب نامحدود
خودداری كنید. بسیاری از حرفهای رژیم مجعول و
یا دیكته شده است. بگذارید همچنانكه كمیته
بینالمللى دفاع از اشرف و كمیته در جستجوی
عدالت یعنی 8500 حقوقدان و 2000 پارلمانتر
برایتان نوشتند، اگر عراق كشور قانون و دولت
قانون است، به شیوه متمدنانه، ابتدا وكلای
طرفین با یكدیگر بنشینند و در محیط آرام و
منطقی بحثهای مستدل حقوقی را طبق موازین
بینالمللى پیش ببرند تا ببینیم دولت عراق چه
حقوقی را براى مجاهدین بهرسمیت میشناسد و چه
حقوقی را مكتوب و اعلام میكند. چنانكه گفتم
حالا دیگر 27كشور اروپایی نام مجاهدین را از
لیست تروریستی خود حذف كردهاند. آمریكا هم كه
از قبل اعلام كرده بود كه ساكنان اشرف یك به
یك مورد تحقیق قرار گرفته و تروریست نیستند.
در لیست سازمان ملل هم كه از ابتدا نام
مجاهدین وجود نداشت پس تكرار میكنم كه حالا
دیگر هیچ بهانهای براى اعمال فشار از جانب
دیكتاتوری ولایت فقیه به دولت عراق در مورد
ساكنان اشرف باقی نمانده است. اگر انصاف و
قانون در گفتگوی حقوقدانان و وكلای طرفین غلبه
كرد، چه بهتر. اما اگر دیكتاتوری دینی در
ایران خواست حاكمیت عراق را بدزدد یا نقض كند
و خواسته خودش را تحمیل كند آنوقت خود دانید.
البته دنیا هم بیدار و هوشیار است، هموطنانمان
هم هستند. مردم عراق و نیروها و شخصیتهای
سیاسی دموكرات و میهنپرست این كشور هم بارها
و بارها بین ما و حكام ایران قضاوت كرده و بر
حقوق پناهندگان و افراد حفاظت شده در اشرف تحت
كنوانسیونهای بینالمللى تأكید ورزیدهاند.
17-ما از خدا میخواهیم و بغایت استقبال
میكنیم كه عراق كشور قانون و دمكراسی و دارای
حاكمیت بالاستقلال و بقول خودشان دارای سیادت
«ذات السیاده» باشد. اما اگر رژیم آخوندی
بخواهد این سیادت را سرقت كند و خط خودش را
پیش ببرد و قوانین بینالمللى را زیرپا
بگذارد، یعنی همان چیزهایی را نقض كند كه
جامعه بینالمللى و دولت آمریكا و كاخ سفید و
سفارت آمریكا و پارلمان اروپا و اكثریت
پارلمانهای كشورهای اروپایی آن را در مورد
حقوق ساكنان اشرف مورد تأكید قرار دادهاند،
آنوقت تا پای جان میایستیم.
18-حقوق اشرفیان كه انتظار داریم دولت عراق
بلادرنگ و بدون هرگونه اما و اگر طبق
تضمینهایی كه به دولت آمریكا داده به آن
اذعان كند عبارتند از:
-اصل نانرفولمان
-التزام به قوانین بینالمللى و قانون
انساندوستانه بینالمللى بخصوص ماده سوم مشترك
در كنوانسیونهای ژنو
-صیانت قضایی
-حفاظت فیزیكی و روانی و نفی پروندهسازیها و
جنگ كثیفی كه فقط خواسته رژیم ایران است.
19 -ببینید همچنان كه خواهر مژگان به مقامهای
عراقی و فرماندهان و مسئولان آمریكایی گفته
است، البته كه ما هم در عراق، مثل همه كشورهای
دیگر كه مجاهدین در آنجاها هستند، التزامات و
تعهداتی داریم:
اول- احترام به حاكمیت و سیادت دولت و ملت
عراق
دوم- ممنوعیت كار غیرقانونی و نقض قانون در
عراق
سوم-عدم دخالت در امور عراق و آن چه به عراق و
عراقیان مربوط است
متقابلاًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً
3 خط قرمز هم براى خودمان داریم كه وكلا و
حقوقدانان و سازمانهای بینالمللى آنهارا قبول
دارند و معقول و منطقی میدانند. چون كه سراپا
منطبق با قوانین و كنوانسیونها و میثاقهای
بینالمللى و حقوقبشر است. این خط قرمزهای
ما، خاص عراق نیست، در بقیه كشورها هم صادق
است.
اول-حفظ شرافت و حیثیت و عقیده و آرمان خودمان
كه از 44سال پیش تاكنون، براى آن 120هزار شهید
دادهایم. تا آنجا كه من میدانم در دنیای
معاصر كسی بهاندازه مجاهدین براى عقیده و
آرمان و آزادی وطنش فدیه نداده و فداكاری
نكرده است.
دوم - حقوق قانونی خودمان طبق معیارهای شناخته
شده بینالمللى كه اصلا از آن كوتاه نمیآییم.
مثلاًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً
معلوم است كه نه ما و نه جامعه بینالمللى
هرگز نخواهد پذیرفت كه اشرف آنچنان كه رژیم
میخواهد بالفعل تبدیل به یك زندان بشود.
سوم- امنیت و حفاظت تكتك نفرات در جمیع جهات.
طبعاً برادران عراقی ما هم انتظار ندارند ما
در هر آن چه براى اطلاعات آخوندی و نیروی
تروریستی قدس بهطور مستقیم یا غیرمستقیم راه
باز میكند و به فاجعه انسانی میانجامد،
تفاهم و همكاری داشته باشیم.
-با این همه بدانید مخصوصاً بعد از خروج از
لیست، آخوندهای حاكم در ایران به راستی بقول
عراقیها «جنّ جنون» شده و افسار پاره
كردهاند. بنابراین تا این رژیم هست
دروغپردازی و جنگ روانی و ناسزا و دشنام و
توطئه و تروریسم ادامه دارد. والا چنین رژیمی
در كار نیست.
20- برخی اشخاص و دستجات عراقی ما را مؤاخذه
میكنند كه چرا به عراق آمدهایم؟
آیتالله شهید عراقی سید محمد الموسوی القاسمی
كه در مهرماه سال 1385 درماه رمضان توسط عوامل
رژیم ایران بشهادت رسید در این باره چه خوب
گفته است كه: «اگر قرار باشد كسی را كه
میخواهد كشورش را آزاد كند مورد مؤاخذه قرار
دهیم ابتدا بایستی خودمان را مؤاخذه قرار دهیم
و سپس مجاهدین خلق را. ما كسانی هستیم كه در
ایران بودهایم، كشوری كه رودروی كشور خودمان
قرار داشت».
آیتالله قاسمی در 30تیر 85 چه رسا و برحق گفت
كه:
«مجاهدین در هجرت و در غربت زندگی كردند. هر
مجاهدی حقی دارد و دولت كنونی ما بهخوبی حقوق
مجاهدین را میداند، آنها نبایستی مجاهدین را
بهعنوان ابزاری براى جنجالهای تبلیغاتی در
اینجا و آنجا مورد استفاده قرار دهند. حقیقت
این است كه مجاهدین خلق ایران بهعنوان
آنتیتز و سد سیاسی محكمی در مقابل بنیادگرایی
و نفوذ آن در عراق میباشند، بعبارت دقیقتر،
آنها وزنه تعادلی در معادله كنونی در مقابل
رؤیاهایی هستند كه دشمن آنها در سر
میپروراند. بنابراین وقتی كه مجاهدین را وزنه
تعادل در نظر بگیریم، میبنیم كه آنها هدف
درجه یك حملههاى تبیلغاتی و ادعای دروغ و
باطل دشمنشان در ایران میباشند. من به نوبه
خودم حكومت عراق را نصحیت میكنم كه در حقوق
میهمانانش تجدید نظر كند و با آنها برخوردی كه
لایق و شایسته آنان باشد بهعمل بیاورد.
برخوردی شایسته انسانهای آزادیخواه…
دولت عراق بایستی به آنها رسیدگی كرده و رنج و
محنت را از آنان دور كند و بهدنبال تمایلات
كشورهای همسایه كشیده نشود… .
من شخصاً از قرارگاه مجاهدین دیدن كردم و
شخصاً دیدم كه آنها تحت اقامت جبری هستند و
تحت نظارت نیروهای ائتلاف میباشند. و ما
میدانیم كه آنان هیچ تعرض و آزاری به مردم
عراق نرساندهاند، این واقعیتی است كه من
میگویم، اگر ادعاها علیه آنها واقعیت میداشت
ما از مجاهدین خلق میدیدیم و لمس میكردیم،
برعكس، ما بسیار زیاد دیدیم و اطلاعات زیادی
از سپاه قدس و قرارگاه رمضان و امثال آن داریم
كه از سوی ایران اعزام میشوند، و ما میدانیم
كه از كجا میآیند ولی به خدا واگذار
میكنیم».
21- برخی عامدانه میپرسند چرا به ایران
نمیروید؟ بارها گفتهایم و تكرار میكنیم كه
اگر ولیفقیه ارتجاع به خط و امضای خودش
انتخابات آزاد تحت نظر ملل متحد و آزادی بیان
و پایان دادن به شكنجه و اعدام مجاهدین را
بپذیرد و اعلام كند، مجاهدین طی 48ساعت از
تمام جهان در تهران خدمت میرسند! قرارگاه
اشرف را هم با همه سرمایههایش به استثنای
مزار مروارید و شهیدانمان به مردم و دولت عراق
هدیه و تقدیم میكنند. شرطش این است كه
ولیفقیه ارتجاع حكم به انحلال اطلاعات بدنام
آخوندی و سپاه پاسداران بدهد. همچنانكه در
اواخر حكومت شاه هم ساواك منحل شد. در مورد
سپاه پاسداران هم وقتی كه مملكت ارتش دارد چه
نیازی به سپاه است؟ نیروی نظامی رسمی در یك
كشور براى حفظ مرزها و مقابله با حملههاى
خارجی است. اگر سپاه آخوندی منحل شود، خودمان
بجان در حفظ مرزها از هر حمله خارجی میكوشیم
و فكر میكنم جدیت مجاهدین را در این رابطه
همگان آزموده و به چشم دیدهاند. اما اگر
ولیفقیه ارتجاع به دستگاه شكنجه و كشتار و
جاسوسی كه همان اطلاعات بدنام باشد خیلی
نیازمند است و حاضر به انحلال آن نیست، و اگر
به سپاه و بسیج هم براى حفظ رژیم و امنیت
داخلی خیلی نیاز دارد و بدون این ارگانهای
سركوبگر سرپا نمیماند، آنوقت براى تضمین
انتخابات آزاد و آزادی بیان و پایان یافتن
اعدام و شكنجه و اینكه مجاهدین هم 48ساعته در
تهران خدمت برسند! لااقل یك نیروی بازدارنده
ملل متحد را بهعنوان تضمین باید قبول كند.
لاكن اگر رژیم، نه انتخابات آزاد را پذیرفت،
نه آزادی بیان را، نه توقف شكنجه و اعدام و نه
انحلال ساواك آخوندی و انحلال سپاه جهل و
جنایت را و نه حتی یك نیروی بازدارنده
بینالمللى را (كه هیچكدام از اینها را هرگز
قبول نخواهد كرد) بدانید كه كوهها هم اگر از
جای خود بجنبند، فرزندان دلیر ایران از مواضع
خود براى آزادی و دمكراسی و حكومت قانون و
سرنگونی فاشیسم دینی تكان نخواهند خورد.
22- بنابراین بگذارید همه بشنوند كه اگر به
اشرفیان تعرضی بشود (محاكمه وقصاص مورد نظر
رژیم كه جای خود دارد) … دنیایی به اعتراض
برمیخیزد. مریم هست، شورای ملی مقاومت ایران
هست، هموطنانمان هستند، حقوقدانان و وكلا و
سازمانهای بینالمللى هم هستند، پارلمانها و
نیروهای سیاسی هم هستند و چنین چیزی را اجازه
نمیدهند.
اشرفیان سلاح خود را دادهاند، هیچ شلیكی هم
در جنگ نكردهاند، با هیچ كسی هم جز فاشیسم
دینی حاكم بر ایران جنگ و جدل نداشتهاند، از
لیست اتحادیه اروپا هم خارج شدهاند. از حداقل
حقوق قانونی خود در عراق كه مورد اجماع
سازمانهای بینالمللى و دولت آمریكا و پارلمان
اروپا و 8500 وكیل و حقوقدان اروپایی و
آمریكایی و 12هزار حقوقدان عراقی است، دست بر
نمیدارند. بگذریم كه رژیم آخوندی هرگز از
گناه 5میلیون و دویست هزار عراقی و 3 میلیون
شیعه و 450هزار تن از اهالی دیالی و 3000تن از
شیوخ و معتمدین عشایر نخواهد گذشت. همانها كه
خواهان خلع ید از این رژیم در امور كشورشان
بودند و مجاهدین را متحد و شریك استراتژیكی
خود براى امنیت و ثبات و دمكراسی خواندند و
خواستار بستن سفارت رژیم و اخراج سفیرش از
عراق شدند.
23-در مورد پروندهسازیهای قضایی، تا آنجا كه
من میدانم اكثریت قاطع قضات عراقی فراتر از
آن هستند كه شرافت حرفهای خود را به رژیم
آخوندها بفروشند. اما بهخاطر خنثی كردن
توطئههای رژیم و عوامل خود فروختهاش،
بهخاطر خنثی كردن تهدیدات نیروی تروریستی قدس
كه در كشتار روشنفكران و نویسندگان و خلبانان
و دانشمندان و رؤسای عشایر و رجال سیاسی و
وكلا و قضات و اطباء و متخصصان شریف عراقی ید
طولایی دارد، وكلا و حقوقدانان بینالمللى از
پیش، بارها و بارها، به دولت آمریكا، به
رئیسجمهور آمریكا، به وزرای خارجه و دفاع
آمریكا، به سفارت آمریكا، به دولت عراق، به
دادگستری عراق، به ریاست قضاییه عراق و به
ریاست محكمه جنایی نوشتهاند كه مجاهدین براى
حضور در هر دادگاه بیطرف بینالمللى در برابر
هر ادعا و شكایتی آمادگی دارند. مجاهدین در
عراق خارجی محسوب میشوند. مقامهاى رسمی عراقی
در حال حاضر تحت فشار رژیم آخوندی میگویند كه
مجاهدین و ساكنان اشرف هیچ صفت و استاتوی
قانونی ندارند. اگر اینطور است، محاكمه آنها
از اساس موضوعیت ندارد و دولت عراق به این
وسیله صلاحیت قضایی خود را هم در رابطه با
آنها خواسته یا ناخواسته نفی كرده است.
حقوقدانان در تمام دنیا میدانند كه وقتی كسی
در جایی هیچ استاتو و صفت و موقعیت قانونی
ندارد، وقتی نه شهروند و نه پناهنده و نه شخص
حفاظت شده است، پس فقط یك دادگاه بینالمللى
است كه براى رسیدگی قضایی صلاحیت پیدا میكند
و دادگاههای محلی ذیصلاح نیستند.
24-من همین حالا كه با شما صحبت میكنم، یك
پرونده قطور از نامه نگاریهای این سالیان در
همین مقوله را جلویم دارم:
-بهعنوان نمونه، قطعنامه اجلاس مشترك دوستان
ایران آزاد و قانونگذاران انگلیسی از همه
احزاب و از هر دو مجلس این كشور در پارلمان
اروپا به تاریخ 18دسامبر2007 كه:
با یادآوری مواضع رهبران سیاسی عراق بویژه
دكتر طارق هاشمی، معاون رئیسجمهور، دكتر ایاد
علاوی نخست وزیر سابق، دكتر عدنان دلیمی رهبر
جبهه توافق، دكتر صالح مطلك رهبر جبهه گفتگوی
ملی، شیخ خلف العلیان رهبر شورای گفتگوی ملی و
دكتر ندیم جابری، كه تاكید كردهاند حضور
مجاهدین در عراق مبتنی بر كنوانسیونهای
بینالمللى است و مجاهدین بر اساس آن پناهنده
محسوب میشوند،
با یادآوری بیانیه 300هزار تن از شیعیان جنوب
عراق در حمایت از حضور مجاهدین در عراق كه در
واشینگتن تایمز 12دسامبر2007 منعكس شده است؛
و با یادآوری بیانیه 5دسامبر شورای ملی عشائر
عراق مركب از رؤساء وشیوخ عشائر عراق از 15
استان، در حمایت از حضور مجاهدین در عراق؛
میگوید كه:
حفاظت از شهر اشرف و ساكنان آن مىبایستی توسط
نیروهای چندملیتی ادامه پیدا كند و میگوید:
«نسبت به سوء استفادههای رژیم ایران از دستگاه
قضاییه عراق علیه سازمان مجاهدین خلق ایران
هشدار میدهیم و به مقامهاى عراقی و آمریكائی
تعهداتشان را براى عمل كردن مطابق قوانین
بینالمللى و كنوانسیون چهارم ژنو در رابطه با
ساكنان اشرف، خاطرنشان میكنیم».
-نمونه دیگر: نامه كمیته بینالمللى حقوقدانان
براى دفاع از اشرف، شامل 8500 حقوقدان اروپایی
به سفیر آمریكا به تاریخ 24دسامبر2007 در مورد
توطئهها و تهدیدهای رژیم ایران و سوءاستفاده
از ارگانهای قضایی عراقی علیه مجاهدین.
در این نامه نوشته شده كه اجازه ندهید محكمه
عالی جنایی كه از سوی آمریكا پایهریزی شده در
یك مسیر انحرافی علیه اپوزیسیون رژیم ایران
بهكار گرفته شود. حقوقدانان خاطرنشان
كردهاند كه «سازمان مجاهدین خلق ایران از هر
دادگاه بینالمللى در اروپا یا آمریكای شمالی
براى رسیدگی به هر اتهامی كه رژیم ایران و
عوامل آن در عراق مدعی آن هستند، استقبال
میكند».
نمونه دیگر: نامه كمیته بینالمللى حقوقدانان
به سفیرآمریكا، 5مارس 2008 كه در آن دوباره
تأكید میكنند كه مجاهدین از هر دادگاه
بینالمللى در خصوص هر شكایتی و هر اتهامی
استقبال میكنند و پیشنهاد 8500 وكیل و
حقوقدان این است كه براى تحقیق بیطرفانه
درباره انواع و اقسام اتهامهاى كه از سوی رژیم
ایران بیدریغ نثار سازمان مجاهدین خلق ایران
شده است، بهترین راه ارجاع این موضوع به
كمیسیون بینالمللى حقیقتیاب است كه یك ارگان
سازمان ملل متحد میباشد در اینصورت هیچ جایی
براى كارزار اطلاعات گمراه كننده ازسوی رژیم
ایران باقی نمیماند.
-نمونه دیگر: كمیته بینالمللى حقوقدانان در
7مارس 2008 به دیوید ساترفیلد مشاور ارشد
وزارتخارجه آمریكا در امور عراق مینویسد كه
به تشویق سازمان مجاهدین خلق ایران گروههای
بسیاری در عراق به مسالمت و پیوستن به پروسه
سیاسی متقاعد شدهاند و این سازمان به ایجاد
یك محیط امن و امان در عراق بسیار كمك كرده
است. این سازمان گناهی جز اینكه در برابر
دخالتهاى رژیم ایران در عراق سینه سپر كرده
است، ندارد. از اینرو هدف رگبار حملههاى و
اتهامهاى رژیم ایران قرار گرفته است. موكلین
ما از حضور در هر دادگاه بىطرفی در اروپا و
آمریكای شمالی كه طبق قوانین و معیارهای
شناخته شده بینالمللى به دادرسی بنشیند بجد
استقبال میكنند. حقوقدانان از دولتهای آمریكا
و عراق میخواهند كه هر اتهامی را، چه ریز یا
درشت به كمیسیون بینالمللى حقیقتیاب در ملل
متحد ارجاع بدهند. مجاهدین داوری این كمیسیون
را هر چه باشد، میپذیرند و طرف مقابل هم به
آن باید گردن بگذارد.
25-در 26فوریه 2008 لرد اسلین قاضی ارشد پیشین
در بریتانیا ودادگاه عدالت اروپا و رئیس
افتخاری كمیته بینالمللى حقوقدانان براى دفاع
از اشرف بهطور رسمی از سوی شورای ملی مقاومت
ایران آمادگی سازمان مجاهدین خلق ایران را به
كمیسیون بینالمللى حقیقتیاب اعلام كرد تا به
هرگونه اتهامی كه از سوی دولت عراق علیه
مجاهدین وساكنان اشرف ممكن است وارد شود،
رسیدگی كند.
لرداسلین مینویسد بهخاطر نمونهها و شواهد
متعدد از كاركردهای موجود در عراق علیه اعضای
سازمان مجاهدین خلق ایران و سوء استفاده از
برخی ارگانهای قضایی علیه اعضای سازمان
مجاهدین خلق ایران دراین كشور كه ناقض
معیارهای قانون بشردوستانه بینالمللى در
حفاظت از اعضای این سازمان است و بهخاطر
بازگشایی موقعیتی كه این معیارها و قوانین در
آن محترم شمرده شوند، سازمان مجاهدین خلق
ایران چنانچه جمهوری عراق هم بپذیرد آمادگی
داردتا بهطور جامع و كامل مورد تحقیق كمیسیون
بینالمللى حقیقتیاب قرار بگیرد. این سازمان
همكاری كامل خود را براى هرگونه تحقیق با هر
ارگان بینالمللى ملل متحد اعلام میكند و
پیشاپیش داوری كمیسیون حقیقتیاب را میپذیرد.
و حالا یكسال از این درخواست رسمیگذشته و ما
هنوز منتظر جواب دولت عراق هستیم و رژیم هم كه
از سیرتا پیاز قضایا خبر دارد كماكان خفقان
گرفته و در عراق دربدر دنبال تكثیر لاجوردی و
محمدی گیلانی و سعید مرتضوی و انداختن آنها
بجان ما در هتل منصور است! با این تفاوت كه در
كار شكایت حقوقی هم كه یك امر دقیق و ظریف
قضایی است، به شیوه آخوندی، كشیمنی شكایت
میكند! به این معنی كه چند من فرم شكایت علیه
مجاهدین در سفارتش در بغداد چاپ كرده است و
پاسدار كاظمی قمی از عساكر و گزمههای نیروی
تروریستی قدس، آنها را بار زده میآورد بهدست
طارق حرب و عدنان سراج مىدهد. آنها فرمها را
در بین خلایق توزیع میكنند تا آنها را پر
كنند و با دریافت چند بسته دینار فیض ببرند!
اینچنین است كه رژیم مدعی است مجاهدین دردهه
1990 میلادی 150هزارشیعه را در جنوب عراق قتل
عام كردهاندیا كردها را دركركوك و سلیمانیه
زیرتانكهایشان له كردهاند و یا در مسجد حكمت
در بغداد بجانب شیعیان تیراندازی كردهاند!
جالب اینجاست كه هیچ مجاهدی در عراق حتی براى
یك بار هم در عمرش به چنین مسجدی دربغداد
نرفته و در اثنای جنگ كویت هم مجاهدین مطلقا
در كركوك و سلیمانیه یا جنوب عراق حضوری
نداشتهاند. اسناد و اطلاعیههای تخلیه كلیه
پایگاهها و مراكز مجاهدین در شمال و جنوب عراق
قبل از جنگ كویت و در اثنای جنگ و بعد از این
جنگ در اختیار مراجع بینالمللى گذاشته شده و
حقوقدانان، بسیاری از این اسناد را براى
ارگانهای قضایی و محكمه جنایی عراق ارسال
كردهاند. نامههای 31ژوئیه و 14اكتبر 2008 و
نامه 14ژانویه 2009 از این جمله است.
12000 حقوقدان و وكیل عراقی نیز قبلا درباره
دعاوی رژیم و كارزار اطلاعاتی گمراه كننده و
دروغین آن به تفصیل تحقیق نموده و نتایج
تحقیقات خود را 3سال پیش در ژانویه 2006 در
بیانیه حقوقدانان عراقی امضا و منتشر كردند و
براى شهادت دادن در هر دادگاهی اعلام آمادگی
نمودند.
26- یادتان هست كه خمینی ما را عوامل آمریكا و
اسرائیل میخواند اما درافتضاح ایران گیت و در
داستانهای كلت و كیك و دریافت سلاح از اسرائیل
فضیحت آنقدر بالا گرفت كه خمینی حتی اعضای
مجلس ارتجاع را تهدید كرد كه اگر در این باره
خفقان نگیرند در مجلس را گل خواهد گرفت!
- یادتان هست كه كعبه را در سال 66آتش زد و
بهپای مجاهدین انداخت؟ بعد در جریان جنگ
گرگها و سگ دعوای درونی رژیم رقبا دست همدیگر
را در قضایای مكه رو كردند و كار به فضیحت
كشید؟
- یادتان هست كه در حرم امام رضا بمبگذاری
كردند و خامنهای شخصا یك ساعت بعد آن را به
گردن مجاهدین انداخت؟ بعد كه قضایا فاش شد و
از درون رژیم دروغ بودن این ادعا بیرون زد،
رژیم عناصر خودش را تهدید كرد كه اگر لب
بجنبانند و ادامه بدهند سرشان را از دست
خواهند داد یا در دره خواهند افتاد یا به
”تصادف تحمیلی“ دچار میشوند!
- یادتان هست كه رژیم آخوندی كشیشها را كشت و
سر بریدهشان را در یخچال گذاشت و بعد بریده
مزدوران را آورد تا ادعا كنند كه كشیشها را
مجاهدین كشتهاند؟ بعد یك گزارشگر ملل متحد به
تهران رفت و ته و توی قضایا را در آورد و موج
بجانب خود رژیم برگشت.
- یادتان هست كه رژیم آخوندی مدعی بود سلاحهای
كشتار جمعی عراق در قرارگاههای مجاهدین است و
در این باره فیلمها و اعترافهاى گستردهای هم
سرهمبندی كرد. بخصوص آن فیلمی كه در تلویزیون
كانادا به نمایش گذاشت و گفت یك بریده با
دوربین مخفی در زیر پوتیناش این تصاویر و
سخنان را در قرارگاههای مجاهدین ضبط كرده است.
در این فیلم انبوهی شیشههای شیمیایی و قرع و
انبیق را كه در كارگاههای نمدمالی قم
تصویرگذاری شده بود نشان دادند. نقشههای
متعددی هم از مخفیگاههای تسلیحات كشتار جمعی
در پناهگاههای زیرزمینی در قرارگاههای مجاهدین
باصطلاح با جزئیات كامل در اتاواسیتی زن
كانادا منتشر كردند. در همان زمان مجاهدین
تأسیسات مخفی نطنز و اراك را فاش كردند اما
كشورهای غربی توجه نكردند و دست آخوندها را
نخواندند تا به همین جنگ عراق منجر شد كه آقای
اوباما در مخالفت با آن رأی داد. قبل از جنگ
آنمویك همه قرارگاههای مجاهدین و ارتش
آزادیبخش ملی ایران را بازدید كرد. خودمان
مختصات كامل قرارگاههایمان را به آنمویك و
بازرسان ملل متحد داده بودیم و خودمان به
بازدید دعوت كردیم. مختصات كامل مقرهایمان را
به وزارت دفاع انگلستان هم دادیم و دعوت كردیم
براى بررسی بیایند. پارلمانترهای انگلیس
درجریان هستند و در دادگاه پوئك هم گواهی
دادند. بعد از جنگ هم آمریكاییها آمدند و وجب
به وجب قرارگاه اشرف را از زمین و هوا با
انواع و اقسام تجهیزات چك و آزمایش و بازرسی
كردند و در اینجا بود كه معنی كارزار گمراه
كننده اطلاعاتی و كارزارشیطان سازی توسط رژیم
آخوندی رادریافتند. معلوم نشد كه زندانهای
مخفی كه رژیم ادعا میكرد كه در آنها 650 و
750 و بعد هم 1250 مجاهد ناراضی زندانی هستند
چگونه دود شده و به هوا رفته است! این است
ماهیت رژیم دجالی كه به گفته لاجوردی بر اساس
فتوای امامش، واجب است كه به زن و منافق و
كافر
حتماًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً
دروغ بگوید!
اما این دروغها بهطور قانونمند در مصاف با
مقاومت ایران سریعا مانند كف روی آب افشا و
برطرف میشود وموج بجانب همین رژیم برمیگردد
و سراپای خودش را لجن مال میكند. بهمین خاطر
براى حضور در هر دادگاه بیطرف بینالمللى و در
ارتباط با هر اتهام و شكایتی اعلام آمادگی
كردهایم.
27- در شهریور 1386 رژیم اعلام كرد كه پرونده
صیاد شیرازی را در دادستانی ضدتروریسم فرانسه
بازگشایی كرده است. ما به غایت استقبال كردیم
و باز هم میكنیم. هر چند كه رژیم جا زد و
بهسرعت به اشتباه بزرگ خودش پی برد چون به
ناگهان با یك آمادگی و ظرفیت عظیم از جانب
مجاهدین و شورای ملی مقاومت و ازجانب هزاران
تن از هموطنانمان و صدها شاهد روبهرو شد و از
آن زمان به بعد خفقان گرفت. من به ولیفقیه
ارتجاع توصیه میكنم پرونده هم ریش و هم كاسه
بازاری خودش یعنی لاجوردی جلاد را هم هر چه
سریعتر به دادگستری فرانسه بكشاند تا ببینیم
نتیجه چه میشود.
میخواهم بگویم كه حرف ما این است كه هر گاه
یك دادگاه بیطرف بینالمللى بر طبق اصول و
معیارهای شناخته شده حقوقی و قضایی در كار
باشد، ما به رژیم آخوندی میگوییم: بفرمایید
به دادگاه، خواهش میكنیم به دادگاه بیایید.
بیایید به كمیسیون حقیقتیاب در ژنو، وابسته
به ملل متحد. بیایید به دادگاه لاهه یا در
برلین. همانجایی كه ولیفقیه و اذنابش را
محكوم شناخت. سران رژیم را دعوت كردیم و تكرار
میكنیم اگر كه جرئت دارید، بفرمائید به
دادگاه. نه دادگاههای سنخ خودتان. منظور حكام
شرع ریایی شما نیست. یا منظور دادگاههای تحت
نفوذ شما نیست كه عواملتان بتوانند عدالت را
تحت تأثیر قرار بدهند. منظور دادگاه
بینالمللى است. ما هم آمادهایم و میتوانید
هر ادعایی را علیه ما مطرح كنید. من هم شخصا
آمادهام و از ولیفقیه ارتجاع دعوت میكنم
اگر جرئت دارد بلادرنگ در یك محكمه بینالمللى
با حضور خود من حاضر شود. به لوطی ولایت
میگویم كه عنترش را هم با خودش بیاورد!
رفسنجانی را هم كه بسا از خامنهای سیّاستر و
حواس جمعتر است و در زمان خمینی هم چند مدار
بالاتر از خامنهای قرار داشت براى تشخیص
مصلحت نظام در دادگاه، با خودش بیاورد. خاتمی
شیاد را هم با خودش بیاورد تا در میان پرده،
از بابت تغییر ذائقه حضّار «با اسبك و بازینك،
شنگینك و منگینك» شكلك «جامعه مدنی» و «گفتگوی
تمدنها» در بیاورد و به ما بگوید كه
آنچنانكه بتازگی رقبا افشا كردند، در حالیكه
قبل از ریاست جمهوری هیچ مدرك لیسانسی هم
نداشت، چگونه به ناگهان به سبك كردان دكتر
خاتمیشد!
28- ولی نمیدانم كسانی كه بهطور رسمی آن
اطلاعیه سخیف را صادر میكنند كه فرد بریده
میخواسته برود توی نیروهای عراقی خودش را
منفجر كند (و بعد به هتل منصور برود!) چرا
وقتی در روز روشن نفرات مجاهدین ربوده میشوند
و به وزارت كشور عراق برده میشوند، سكوت پیشه
میكنند؟
چرا وقتی در اتوبوس كارگران اشرف بمبگذاری
میشود و 11تن بهشهادت میرسند و اسم و آدرس
عوامل نیروی تروریستی قدس را هم مجاهدین برملا
میكنند، باز هم سكوت میكنند؟
چرا وقتی از سال 2005 تا امروز، 55 فروشنده و
واسطه عراقی كه تداركات اشرف را تأمین
میكردند ترور میشوند، حرفی نمیزنند؟
همچنین در جریان انفجار لولههای آبرسانی و
انفجار ایستگاه آب و در جریان شلیك موشكهای
كاتیوشا به اشرف در 6خرداد و 14تیرهمین امسال…
عجیب است كه لیست افشا شده 32000 مأمور نیروی
تروریستی قدس را هم زیرسبیلی رد میكنند.
دخالتها و جنایتهای رژیم ایران را هم به روی
خود نمیآورند و بجای اخراج رژیم از عراق، بر
طبل اخراج مجاهدین محصور و بدون سلاح
میكوبند.
29- یك نكته مهم دیگر درباره حق حفاظت و
«مسئولیت حفاظت» كه از بالاترین اصول و
دستاوردهای حقوقی معاصر است بگویم و صحبت را
تمام كنم.
درنیمه تیرماه امسال (15ژوئیه 2008) بان
كیمون دبیركل ملل متحد سخنرانی بسیار مهمی
درباره تعهد دولتها به «مسئولیت حفاظت» ایراد
كرد. مسئولیت حفاظت كه به اختصار به آن آرتوپی
(RtoP) میگویند (1) مبتنی بر سندی است كه
توسط سران دولتها در سال 2005 امضا شده است.
چكیده حرف دبیركل كه مبتنی بر آخرین نظریههای
متقن حقوقی است این بود كه «مسئولیت حفاظت»،
حاكمیت كشورها را مخدوش نمیكند.
رژیم آخوندی به دولت عراق فشار میآورد تا
بگوید كه چون عراق دولتی دارای حاكمیت و بقول
خودشان «ذات السیاده» است پس حق دارد مجاهدین
را اخراج كند یا هر بلایی بهسرشان بیاورد.
اما درست برخلاف این ادعا، حرف دبیركل ملل
متحد این بود كه بر اساس توافق بینالمللى بر
روی سند سال 2005 همه دولتها میتوانند براى
پیشگیری از چهار نوع جنایت دست بهكار شوند و
ممانعت كنند و این، نقض اصل حاكمیت كشور ذیربط
نیست. یعنی اگر بیم نسل كشی، بیم جنایت جنگی،
بیم پاكسازی قومی، و بیم جنایت علیه بشریت
وجودداشته باشد، نمیتوان پشت حق حاكمیت پنهان
شد. واضح است كه چون وضعیت مجاهدین در عراق
ناشی از آثار جنگ است، بیم جنایت جنگی و بیم
جنایت علیه بشریت درباره آنها صدق میكند و
بنابراین مكانیسم و اصل «مسئولیت حفاظت»
بایستی درباره ایشان بهكار بیفتد و مانع
جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت بشود. این
ممانعت را نمیتوان نقض حاكمیت دولت عراق
محسوب كرد زیرا مسئولیت حفاظت مكمل حق حاكمیت
دولتها است. دبیركل ملل متحد در این باره گفته
است «در چنین شرایطی، صحبت از اینكه مسئولیت
حفاظت (آر تو پی) در تضاد با حق حاكمیت كشور
مربوطه است فرضیه غلطی است و اگر درست درك شود
آر تو پی متحد حق حاكمیت است و نه دشمن آن.
دولتهای قوی از مردمشان حمایت میكنند در حالی
كه دولتهای ضعیف یا نمیخواهند و یا قادر
نیستند این كار را انجام بدهند. لذا با كمك به
دولتها كه به یكی از مسئولیتهای مركزی خودشان
پایبند بمانند، آر تو پی حاكمیت آن كشور را
تقویت هم میكند نه اينكه آنرا تضعیف نماید».
درحقیقت در شرایط كنونی عراق كه دولت نوپای
این كشور بشدت از جانب رژیم حاكم برایران در
تهدید است، مسئولیت پذیری حفاظتی نیروهای
آمریكایی در رابطه با ساكنان اشرف از قضا در
خدمت تقویت حاكمیت دولت عراق و مصون داشتن آن
از تضعیف توسط ملایان حاكم بر ایران است.
چكیده حرف دبیركل ملل متحد این است كه مسئولیت
حفاظت برسه اصل یا بر سه ستون بنا میشود:
اول اینكه دولتها متفقا التزامات حقوقی اولیه
و مداوم درباره حفاظت از ساكنانشان را - چه
تبعه آن كشور باشند و چه نباشند - در برابر
نسل كشی، جنایات جنگی، پاكسازی قومی و جنایت
علیه بشریت، پذیرفتهاند و تصریح كردهاند كه
”ما آن مسئولیت را میپذیریم و بر طبق آن عمل
خواهیم كرد“.
دوم اینكه بزرگی این 4نوع جنایت نیازمند
اقدامهاى بازدارنده و پیشگیری كننده است.
نیازی به اجماع در شورای امنیت و نیازی به
عكسهای فاش كننده اين جنایتها كه وجدان بشریت
را شوكه میكند ندارد. این سیاست عاقلانهای
نیست كه اختیارات جهانی را به نظاره كردن
كشتار بیگناهان محدود كنیم.
سومین نكته كلیدی، واكنش نشان دادن سریع و
منعطف و متناسب با نیازهای مشخص هر وضعیت،
بدور از درك كوته بینانه در مورد حق حاكمیت
كشورهاست. واكنش میتواند از هر نوع در طیف
ابزارهای سازمان ملل باشد، چه اقدامهاى صلح
جویانه به اعتبار فصل ششم منشور ملل متحد، چه
اقدامهاى قهری طبق فصل هفتم این منشور، یا
درهمكاری منطقهیی یا زیرمنطقهیی تحت فصل
هشتم.
ملاحظه میكنید كه وضعیت اشرف كه در معرض
جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت قرار دارد از
مصادیق بارز و بینالمللى «مسئولیت حفاظت» در
دنیای معاصر است. مشخصا ما امیدواریم و قویا
تلاش میكنیم رئیسجمهور جدیدایالات متحده
ونیروی چندملیتی در عراق و همچنین اتحادیه
اروپا و اتحادیه عرب این مسئولیت را جدی
بگیرند و جدیت آن را به دولت عراق هم خاطرنشان
كنند. از هموطنانمان هم درخواست میكنم در هر
كجا و در هر فرصتی بر این مسئولیت خطیر
بینالمللى پافشاری كنند.
30 - در پایان بار دیگراز همه خواهران و
برادرانم كه خواهش مرا براى صرفنظر كردن از
اعتصاب نامحدود پذیرفتند سپاسگزاری میكنم و
بخصوص از خواهران مجاهد مژگان پارسایی و صدیقه
حسینی بهخاطر تلاش طاقت فرسایشان در متقاعد
كردن دیگران باید تشكر و تقدیر نمود.
خوشبختانه تا بحال یاوه بودن حرفها و دعاوی
رژیم و مواضعی كه رژیم دیكته كرده به اثبات
رسیده است، اما همچنانكه هموطنان و حقوقدانان
و پارلمانترها و شخصیتهای برجسته سیاسی در
كشورهای مختلف جهان خاطرنشان كردهاند، مطمئن
باشید كه اگر تعرضی به امنیت و حقوق اشرفیان
صورت بگیرد، دنیایی برمیشورد.
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر
تابان مقاومت و آزادی ایران
ضامن پیروزی محتوم خلق ماست