شو حكومتي با استفاده از 4بريده خود فروخته در واكنش به پايداري مجاهدان شهر اشرف


در پانزدهمين روز مصاحبه‌هاي خصوصي و انفرادي وزارت حقوق بشرعراق با تك تك مجاهدان اشرف كه در بيرون قرارگاه و در جنب نيروهاي عراقي برگزار مي‌شود و در حالي كه هنوز مصاحبه‌ها خاتمه نيافته است، رژيم آخوندي و مشاور امنيتي تاب نياوردند و در منتهاي ابتذال و استيصال، بادكنك تبليغاتي ارتجاع را مبني بر اين كه اكثريت قريب به اتفاق ساكنان اشرف خواهان بازگشت به دامن رژيم هستند، تركاندند.
مصاحبه‌هاي خصوصي و انفرادي با مجاهدان ايستاده در اشرف، از هفتم اسفندماه گذشته آغاز شد و پس از دو روز متوقف گرديد و سپس از روز 12 فروردين مجدداً آغاز شد.هدف اعلام شدة اين مصاحبه‌ها اين بود كه در بيرون قرارگاه ، از يكايك مجاهدين به طور جداگانه در حضور نيروهاي آمريكايي و عراقي و كارمندان وزارت حقوق بشر عراق پرسيده شود كه مي‌خواهند به ايران بازگردند يا به كشور ثالث بروند؟
به گفته مشاور امنيتي دولت عراق گزينه ماندگاري و پايداري در اشرف، مطلقاً موضوع سوال نبود.
اما طي 15 روز، 2600 تن، نوبت مصاحبه پيدا كردند و نزديك به 99 و 8دهم درصد از آنان جانانه ايستادند، برحقوق قانوني خود و خلقشان و بر پايداري و ماندگاري در اشرف به هر قيمت پاي فشردند.به انواع وعده‌ها و امتيازاتي كه به آنها ارائه مي‌شد وقعي نگذاشتند و در باغ سبز و سرخي را كه در برابرشان گشوده مي‌شد، از پاشنه در آوردند.
در اين ميان، تا پايان روز چهارشنبه 26فروردين در اين مصاحبه ها تنها 6 فرد بريده، با نيروهاي عراقي پي كار خود رفتند.از اين پيشتر، رهبر مقاومت طي پيامي، يكبار ديگر، همه مجاهدان و ساكنان اشرف را با تأكيد و اصرار به انتخاب آزادانه و مطلوبشان مخير كرده بود.
اما رژيم آخوندي و مشاور امنيتي كه در برابر برق اراده هاي 99 و 8دهم درصد كساني كه در بحبوحه همه فشارها و تهديدها، پايداري و ماندگاري در اشرف را انتخاب كردند، مات و مبهوت مانده بودند تاب نياوردند، و قبل از اين كه نوبت مصاحبه به تمامي ساكنان اشرف برسد، با شتاب به صحنه پردازي نفرت انگيز توبه و ندامت تلويزيوني با شركت 4بريده خود فروخته روي آوردند، تا شايد با فرار به جلو، از عواقب طبل از هم دريده تبليغات پيشين بگريزند.آنان به رسم همه مرتجعان و جباران ادعا مي‌كردند آگاهترين و فداكارترين فرزندان مردم ايران در اشرف، «مغزشويي» شده‌اند و اكثريت قريب به اتفاق آنان مي‌خواهند مبارزه و مقاومت را ترك نموده و به دامن رژيم برگردند.
اينجاست كه درماندگي رژيم آخوندي و فضيحت مشاور امنيتي، از ايستادگي اشرف در برابر همه فشارها و تهديدها، به حضيض مي رسد و مرزهاي هزل و سخافت را در مي نوردد.
خبرگزاري رسمي رژيم روز چهارشنبه، 26فروردين خبر داد «4تن از اعضاي گروهك منافقين از پيوستن به اين گروهك اظهار ندامت كردند» و در ساختمان مشاور امنيت عراق «بدرفتاريهاي سازمانيافته گروهك منافقين را به اطلاع رسانه‌هاي داخلي و خارجي رساندند».
خبرگزاري رژيم درمانده آخوندي اسامي اين افراد را بهاين شرح اعلام كرد :
- «علي کاکي» 48 ساله، متاهل و اهل آبادان به عنوان مهمترين اين افراد بريده شده از گروهک منافقين که در ردة معاون بخش كه دو ماه قبل با کمک دولت عراق از اردوگاه اشرف جدا شد.
- جعفر ابراهيمي 38 ساله اهل مهاباد دومين فرد اين گروه است که هفت سال است در عراق به سر مي‌برد.اين فرد شكايت مي‌كند كه در اين سالها هيچ نهاد بين‌المللي منادي حقوق بشر از اشرف بازديد نکرده.
- فرد سوم ولي الله خدابنده لويي، 50 ساله كه «اکنون مي‌خواهد با استفاده از عفو عمومي جمهوري اسلامي عليه اعضاي فريب خورده گروهک، به کشورش ايران و آغوش خانواده اش برگردد و دوباره سه فرزندش را در آغوش گيرد».
-چهارمين فرد نادم «عباس بادفر» از اهالي سيستان و بلوچستان، 26ساله تنها فرد مجرد در بين آنهاست و شش سال با گروهک نفاق فعاليت مي‌کرده است.
 بادفر «داستاني تكان‌دهنده از اوج خشونت اين گروهك را فاش كرد كه قرار بود با هدف فريب آمريكاييها اجرا شود».
او در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا گفت: سران گروهك منافقين براي اين كه از حمايت هميشگي آمريكا برخوردار شوند و زير سلطه دولت عراق قرار نگيرند، مرا مكلف به مأموريتي براي انجام اين نقشه كردند. براساس اين مأموريت، من موظف شدم كه به عنوان شخصي كه از اردوگاه اشرف فرار كرده خود را به نيروهاي آمريكايي تسليم كنم.سران گروهك زمينه فرار ساختگي من را فراهم كردند و من نيز خود را به نيروهاي آمريكايي معرفي كردم.براساس اين نقشه مقرر شده بود كه بعد از اين كه نيروهاي آمريكايي من را تحويل نيروهاي عراقي، با هدف انتقالم به ايران دادند، من در زندان عراقيها با زدن شاهرگ خود دست به خودكشي بزنم.براساس اين سناريو بعد از اين خودكشي، سران گروهك به دولت و دستگاههاي امنيتي عراق اتهام مي‌زدند كه من را براثر شكنجه به قتل رسانده‌اند تا به اين ترتيب از تحويل مسئوليت اردوگاه اشرف از نيروهاي آمريكايي به نيروهاي عراقي جلوگيري كنند. اما وقتي در اختيار نيروهاي عراقي قرار گرفتم و تعامل و رفتار خوب آنها را با خودم مشاهده كردم، با خود فكر كردم چرا و براي چه خودكشي كنم و به همين دليل از موضوع منصرف شدم و قضيه را به اطلاع مسئولان عراقي رساندم. بعد از آن دولت عراق زمينه ملاقات من را با سفارت جمهوري اسلامي ايران فراهم كردند و سفارت ايران نيز قول داد كه با انجام تشريفات قانوني، گذرنامة ايراني به من داده تا از عراق به يك كشور خارجي بروم».
خبرگزاري رسمي رژيم و شبكه عرب زبان آن، العالم ، متعاقباً خبر داد كه يكي از بريده مزدوران به نام كاكي، فاش کرد که «صالح مطلک» رئيس جبهه گفتگوي ملي و «طارق الهاشمي» معاون رئيس جمهور و رهبر حزب اسلامي عربهاي سني تنها شخصيتهايي هستند که بيش از همه خواهان بقاي اردوگاه اشرف هستند.
مزدور ديگري به نام خدابنده گفت: سران گروهک لحظه‌يي به اعضا اجازه استراحت نمي دهند و مي‌کوشند که همواره سر اعضا را گرم نگه دارند. از صبح که بيدار مي شويم سرگرم کاريم و معمولا کانتينر مي سازيم و کارهاي ديگر و تا ساعت 11 شب به طور مستمر کار مي‌کنيم
مزدور ديگر به نام جعفر ابراهيمي افزود: آموزشهاي نظامي تا حدود 20 روز قبل ادامه داشت اما 20 روز قبل بدون اين که بدانيم سران گروهک تمامي اسناد نظامي را آتش زدند.
کاکي نيز در اين خصوص گفت: آموزشها شامل آموزشهاي پياده نظام و آشنايي با سلاحها و تجهيزات نظامي و ارتباطي مي‌شود.
وي افزود : بسياري از اعضا مايل به خروج از اين گروهک هستند، اما بايد شرايط براي آنها فراهم شود و بايد به دور از حضور سران گروهک منافقين با ساکنان اشرف ديدار کنند زيرا در حضور سران گروهک، اعضا مي‌ترسند.
هر 4مزدور از تلاشها و کمکهاي دولت عراق براي خروج آنها از اردوگاه اشرف و از حسن رفتار و برخوردي كه با آنها شده بود، سپاسگزاري كردند.
گزارش خبرگزاري رسمي آخوندي در باره اين شوي تلويزيوني ، با فضيحت بسيار چنين پايان مي يابد:  باوجود اين که خبرنگاران اصرار داشتند سؤالات بيشتري بپرسند ولي به دليل خستگي اعضا، کنفرانس، بعد از قريب دو ساعت به اتمام رسيد!

تلويزيون عرب زبان رژيم آخوندي به نام العالم در روز 26فروردين88 بخشهايي از مصاحبه بريدگان را به شرح زير پخش كرد:
تعدادي از اعضاي گروه تروريستي خلق قرارگاه اشرف واقع در شمال شرق پايتخت عراق بغداد را ترك كردند و برخي از آنها تصميم گرفتند كه به ايران بازگردند. اينها با برگزاري يك كنفرانس مطبوعاتي از شرايط سخت قرارگاه و تهديداتي كه از طرف رهبران گروه با آن روبرو بودند، صحبت كردند.آنها همچنين از دولت عراق به خاطر كمكش به آنها براي نجات از رنجهايشان در قرارگاه تشكر كردند.
در يك مسافت نزديك از پايتخت عراق بغداد، قرارگاهي وجود دارد كه ساكنان آن در جهل مطلق نسبت به حتي چندمتري سياج قرارگاه بسر مي‌برند. خارج شدگان از اين قرارگاه اشرف واقع در شمال شرق بغداد كه باقيمانده اعضاي تروريستي خلق را در خود جاي داده، گفتند كه مسئولين اين گروه با رفتار سركوبگرانه و سانسور تبليغاتي و ضوابط نظامي سخت، اين قرارگاه را به يك جزيره ايزوله و كاملاً قطع شده از جهان همجوارش تبديل كرده اند.
بريده علي كاكي: مدت 20 سال است اشتباهي به اين قرارگاه آمدم. اولين چيزي كه در اينجا به يقين رسيدم، عدم وجود هيچ اثري از استقلال فكر و عمل بود. هرچه بود، قوانين و ضوابط سفت و سخت بود كه به ما يك اطاعت كوركورانه را نسبت به آن چه كه معتقد نبوديم تحميل مي‌كرد. طي اين ساليان نتوانستيم از اين تاريكي فرار كنيم. بالاخره دولت عراق اين فرصت را براي ما فراهم كرد. واقعيتهايي را كه امروز مي بينم با آن چيزي كه در ذهن داشتم متفاوت است.
بريده ولي خدابنده: در 6 آوريل داوطلبانه تصميم گرفتم كه از قرارگاه خارج شوم. دولت عراق از هيچ چيزي براي ما فروگذار نكرد و بين دو گزينه بازگشت به ايران و يا كشور سوم، با اراده كامل خودم بازگشت به ميهن را انتخاب كردم.

تلويزيون دولتي عراق، العراقيه، روز 26فروردين88  صحنه پردازي را چنين گزارش كرد:
بسياري از افراد قرارگاه اشرف سازمان مجاهدين خلق ايران از سركوبي كه مسئولين آن اعمال مي‌كنند، رنج مي‌برند. بنابراين 4 تن از افراد اين قرارگاه به دليل سركوب زيادي كه دچارش بودند از جمله اجازه ندادن به آنها براي تماس با بستگانشان، فرار كردند.
عامل رواني و وضعيت تأسف باري كه اعضاي سازمان خلق دچار آن هستند، شايد عاملي باشد كه 4 تن از آنها را وادار به فرار از قرارگاه اشرف واقع در استان ديالي و پناه آوردن به دولت عراق نموده است.آنها خواستار خلاص شدن از اين سازمان و سياستهاي سركوبگرانهاش شدهاند.
جعفر ابراهيمي يكي از فراريان از قرارگاه اشرف: «وقتي كه داخل سازمان بوديم، مسئولين آن شرايط مناسبي راكه ما را قادر سازد از مسائلي كه در خارج از قرارگاه مي گذرد مطلع شويم، فراهم نكردند. بعد از خروجمان با همكاري زيادي از سوي دولت عراق روبرو شديم».
عباس عبدالكريم يكي از اعضاي سازمان خلق كه از سوي بالاترين سطوح قرارگاه مأموريت يافته بود كه درخواست پناهندگي از نيروهاي امنيتي عراق نموده و سپس در داخل زندان دست به خودكشي بزند تا افكار عمومي جهاني را در صورتي كه پرونده سازمان به طرف عراقي منتقل شود، متوجه اين سازمان نمايد.

يك سخنگوي مطبوعاتي مجاهدين در وين پايتخت اتريش، با يادآوري اينكه سه تن از 4‌بريده مزدوري كه روز گذشته از سوي رژيم و مشاور امنيتي مورد مصرف قرار گرفتند، صرفاً در هفته گذشته و در حضور نيروهاي آمريكايي و كارمندان وزارت حقوق بشر عراق، قصد خود را براي ترك اشرف اعلام كرده اند، عجله و رفتار كارگردانان صحنة لجن پراكني و ندامت تلويزيوني را «از توليد تا مصرف بريده مزدوران» نشانه فشارهاي وارده به بريدگان دانست و آن را قوياً محكوم كرد.
سخنگوي مجاهدين يادآوري كرد فرد چهارم به نام بادفر كه در اين صحنه مورد مصرف قرار گرفته است تا بگويد به او گفته‌اند در زندان عراق خود كشي كن تا جنجال به پا شود، يك بريده مربوط به سال 2008 ميلادي يعني زماني است كه عراقيان هيچ حضور و مسئوليتي در قرارگاه اشرف نداشته اند و به همين خاطر فرد مزبور به سراغ نيروهاي آمريكايي رفته و يك هفته هم تحت كنترل آنها بوده و سپس به عراقيها تحويل شده است. بنابراين نيروهاي آمريكايي بدقت و به وضوح مي‌دانند كه ادعاي ساختگي امروز او كذب محض و ديكته شده از سوي همان مقام معلوم الحال امنيتي است!
بادفر همچنان كه نزد نيروهاي آمريكايي به ثبت رسيده در روز 20 نوامبر 2008 خود را به آنها معرفي نموده و پس از يك هفته او را به عراقيها تحويل داده اند.